بیش از چهار دهه از استقراراستبداد دینی در ایران می گذرد. استبدادی که شالوده اش براساس سرکوب، شکنجه و اعدام مبارزان انقلابی چپ بنا شده است. به روال سابق چهل سالهشان در بیدادگاههای فرمایشیشان “کمونیست بودن” را پایانی بر جلسهی بیدادگاه میدانند که تاوانش اگر اعدام بیاطلاع به خانواده (سر به نیست کردن) نباشد حبس و تبعید در بدترین زندانها با اعمال شاقه و آرزوی مرگ خواهد بود
روزی روزگاری چپها و مشخصاً کمونیستها با اسلحه میجنگیدند؛ آنها در سنگرهای مقاومت شهری و روستایی، کوه و جنگل انقلاب را از میان خون و آتش و باروت برای تودهها به ارمغان میآوردند. امروزه اگر آن روزگاران نیست اما بیگمان روزهای قبل از آن است؛ روزهای آماده شدن برای نبرد.
بر این باوریم که انقلابیون حتما در شکل و شمایل گذشته ظهور نخواهند کرد؛ آنها جان به لب رسیدگانند؛ جلیقه زردپوشهای پاریسند؛ کارگران هفت تپهاند؛ جنبش اشغال خانههای خالیاند؛ تبلوری از رادیکالیسم واقعی و همان نیروی مادی تاریخند که نه با مصالحه و پرهیز از خشونت سعی در هویتنمایی دارند و نه ادعای مارکسیست/کمونیست بودن دارند؛ کسانی که نه بخاطر نان و جا که بخاطر برپایی عدالت و آزادی –آن هم نه به شیوهی سازمان مللیش- نه تنها حاضر به گذشتن از جان هستند بلکه حاضر به تغییر عقیده و باورشان نسبت به جهان پیرامونیاند
بر این باوریم که در شرایطی که جامعه از نظر اقتصادی فلج، از نظر اجتماعی ازهم گسیخته و از نظر سیاسی به بنبست رسیده است، فقط با سازماندهی و آموزش نیروهای پیشروی پرولتاریا میتوان امیدها به انقلاب را زنده نگه داشت. از این رو در این سایت نه قصد انتشار اخبار و پرداختن به آن را داریم و نه با رعایت پرنسیبهای ژورنالیسم دولتی و نان به نرخ روز خوری قصد جذاب شدن و مخاطب جذب کردن به هر قیمتی را داریم
بر این باوریم که متن متکی به عمل است و باید در خدمت آن باشد. ما با آماده کردن بستر عمل سعی داریم از طریق متن به آن کمک کنیم. متون ما در راه انقلاب و تغییر وضعیت فعلی به وضعیتی که باید باشد است. در این مسیر از هر کمک و یاری استقبال میکنیم و دستان پر مهر و گرمتان را میفشاریم