
همزمان با تشدید روزافزون تنش ها در خاورمیانه و اقدام اسرائیل، دولت مسلح به پیشرفته ترین تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری اطلاعاتی جهان که در یکی از بی سابقه ترین عملیات تروریسم دولتی در لبنان، به معلول کردن صدها انسان در کسری از ثانیه با پیجرها و بی سیم های آلوده مشغول شده بود، این عملیات یاداور کتاب جسبر پوآر، نظریه پرداز منتقد مطالعات کوئیر در دانشگاه راتگرز درباره معلول کردن سیستماتیک مردم در کرانه باختری توسط رژیم اسرائیل است.
نویسنده به وضوح نشان می دهد که چگونه اسرائیل با معلول کردن سیستماتیک انسان ها در سرزمین های اشغالی، عملا همه ابعاد زیست آنها را از طریق وابسته کردن آنها به خدمات بهداشتی نهادهای بین المللی جهانی و پولی که تنها از طریق عبور از نهادهای اسرائیلی ممکن است کنترل می کند، سطح جدیدی از سرمایه داری نظارتی و امپریالیسم دولتی را در این منطقه به وجود آورده است.
این مصاحبه با جسبر کی. پوار به مناسبت سالگرد انتشار کتاب تأثیرگذار او ترکیبهای تروریستی: هموناسیونالیسم در دورانهای کوییر (2007) انجام شده است. پوار با صراحتی قدرتمند و سبکی علمی و در عین حال سبک، به سؤالاتی پاسخ میدهد که از جمله به جهانهای زیسته و میراثهای زیباشناختی-سیاسی-علمیای که به نگارش این کتاب راه یافتند، میپردازند؛ همچنین به شیوههایی که نوواژهی «هموناسیونالیسم» خارج از زمینهی تولید آن گسترش یافته و تغییر کرده است؛ به مبارزات در کارهایش برای عادیسازی اندوه با کمک دوستان؛ بازاندیشیهایی که در رابطه با فهم پیوند میان تقاطعگرایی/اینترسکشنالیتی و ترکیبها در پرتو انتقاداتی که کتاب دریافت کرده بود، بهعمل آورده است؛ به محدودیتها و امکانات تئوری کوییر در روزگار کنونی؛ به اینکه چه عواملی علاقه او به مسئله اسرائیل/فلسطین را برانگیخت؛ و همچنین به فوران های عاطفی میان ناتوانی و نقص در کتاب جدیدش حق ناقص کردن
با پرداختن به مسائلی ژئوپلیتیکی که مطالعات معلولیت ایالات متحده و اروپامحور تاکنون به طور عمیق به آن نپرداخته یا درگیر آن نشدهاند، پوار بهطور متقاعدکنندهای به خوانندگان نشان میدهد که آینده این حوزه ممکن است چگونه باشد. همانطور که او در مقدمه کتاب حق ناقص کردن مینویسد، هدفش این است که اندیشه کند که چگونه و چرا بدنها بهعنوان ناتوان، توانا، یا اغلب بهطور همزمان هر دو تصور میشوند […] من استدلال میکنم که سه بردار، ناتوانی، توانایی و معلولیت، در یک مجموعه متقابلاً تقویتکننده وجود دارند، اغلب همپوشانی یا همزیست هستند، و ناتوانی جزء ضروریای است که هم دوگانگی معلول/غیرمعلول را آشکار میکند و هم به آن پیوند میدهد
رویکرد کتاب پوآر در رشته تازه مطالعات معلولیت، به معنای این نیست که همه به نوعی «معلول» هستند، که در تجربه محدود، معمولاً یک ترفند بلاغی محبوب میان افراد غیرمعلول است که باور ندارند معلولیتستیزی یک سرکوب واقعی است. نقش(ها)ی توانایی/ناتوانی و ناتوانی در معلولیت ممکن است بدیهی به نظر برسد؛ «ناتوانی» در تعریفی رایجتر بهطور کلی به ناتوانی در انجام امور بهدلیل شرایط بیرونی اشاره دارد؛ در حالی که «ناتوانی جسمانی» بهطور کلی به ضعف فیزیکی اشاره دارد. نویسنده از مفاهیم عدالت معلولیت بهره میگیرد تا بهطور دقیق به بررسی موضوعاتی مانند روایت پیشرونده «نقطه عطف ترنس»، که در گفتگوهای جریان اصلی درباره افراد ترنس دیده میشود، روایت «بدن اشتباه»، مباحث پیرامون اختلال هویت جنسی، راهنمای تشخیصی و آمار اختلالات روانی که توسط متخصصان پزشکی استفاده میشود، بپردازد. لینک مقاله.