
«آخرین کمونیست عراقی»
نگاه سینان آنتون به تکاپوی شاعر و فعال سیاسی عراقی سعدی یوسف، وی از مهم ترین شاعران معاصر نوپرداز تبعیدی عراق در دهه های گذشته بود که کمتر کسی در کشورهای مرکز سرمایه یا حتی در کشورهای همسایه عراق مانند ایران نامی از او شنیده است . او دوران مدرسه را در زادگاهش بصره به پایان رساند و سال 1954 در رشته ادبیات عرب از دانشگاه تربیت معلم بغداد دانشآموخته شد. اوایل به کار تدریس پرداخت و در ادامه وارد عرصه روزنامهنگاری ادبی شد اما در مجموع بیشتر وقت خود را . از مهمترین و تاثیرگذارترین مجموعههای شعری یوسف میتوان به «قصاید مرعیه» در 1969، «لخدر بن یوسف و دغدغههایش» در 1971 و «درختان ایتاکا» در 1992 اشاره کرد. این شاعر برجسته در عین حال با ترجمه آثار ادیبان نامدار چپگرای جهان چون فدریکو گارسیا لورکا، والت ویتمن، کنستانتین کاوافی و یانیس ریتسوس نقشی اساسی در شناساندن ادبیات غرب به جهان عرب داشت. ضمن اینکه شعرهای خود او به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شدبه کار . سیر زندگی او، ایمان به آرمان کمونیسم، حیرت و افسردگی او پس از حمایت رهبری وقت حزب کمونیست عراق از تجاوز امپریالیستی «انسان دوستانه واشینگتن» و مرگ در تبعید، آینه ایی از سرگذشت بسیاری از رفقای دیگر او در جغرافیاهای متفاوتی در جنوب جهانی در دوران شکست و افول حزب است. نوشتن و شعر گفتن اختصاص داد
:فرازهایی از مقاله را در تارنمای «نقد کتاب های لس انجلس» با هم مرور می کنیم
مطلب سینان آنتون، استاد عراقی دانشگاه نیویورک و مترجم آثار محمود درویش و بسیاری دیگر از چهره های ادبی چپگرای جهان عرب، با ذکر این نکته که بر خلاف اکثر همعصران و شاعران بزرگ دوره خود، یوسف مجذوب اسطورهشناسی یا متافیزیک نشد و علاقهای به تداوم دادن به شخصیت شاعرانه پیامبرانه یا نیچهای به سبک ادونیس نداشت، ادامه می دهد: همانطور که بسیاری از منتقدان اشاره کردهاند، اشعار یوسف شعر عربی را به زمین نزدیک کرد. اشعار بیواسطه او از و برای چشمانداز عراق (و هر چشماندازی که پس از ترک عراق از آن بازدید کرد) سخن میگفت و پر از شهروندان، کارگران و زندانیان بود. او به دنبال شعر در جزئیات زندگی روزمره بود. گفتمان و دیکته شعری او متکبرانه نبود. به گفته خودش، ابزاری که شعرش به کار میبرد «سادهترین، عادیترین و روزمرهترین ابزار در زندگی مردم است. میتوان آن را در بازار و بر لبان کودک یافت قبل از اینکه در کتاب باشد. این یک ابزار ساده، در دسترس و دموکراتیک است. این زبانی است که همه از آن استفاده میکنند.» علاوه بر زبان روزمره، ریتم شعر او تحت تأثیر ژانرهای نثر روایی، بهویژه داستان کوتاه در اوایل کار خود، بود. تسلط او بر اوزان عربی و گوش تجربهکردهاش به اشعار او سیالیت و موسیقیایی منحصربهفردی میدهد. آنتون در فرازی دیگر از این مقاله تاکید می کند که با وجود تعهد و درگیری عمیق یوسف با عراق و سرنوشت آن در طول دوران طولانی تبعید، او در هر جایی که بود، در خانه خود بود. هشت جلد از اشعار او انسانها، گیاهان و جانورانی را که در طول سفر طولانی خود از جنوب عراق، از طریق شمال آفریقا، پاریس، نیویورک و بسیاری از شهرهای دیگر، تا هارفیلد، نزدیک لندن که دو دهه آخر زندگیاش را در آنجا گذراند، پاس می دارند. این دوره، پربارترین دوره زندگی یوسف بود. من هیچ زندگی واقعی خارج از شعر ندارم. شعر نان روزانه من است و میخواهم نان همه مردم باشد. […] من مینویسم تا تنها نمیرم
وقتی او متوجه شد که سرطانش درمانناپذیر است، ترتیبی داد که بدنش سوزانده شود، که درباره آن در شعر بهتر است اینجا بسوزم نوشت
اکنون احساس آسودگی میکنم
وصیتم را نوشتم
هزینه سوزاندن جسدم را پرداخت کردم
پس بگذارید یک نوشیدنی پیشنهاد کنم
و گیلاسم را بلند کنم: من زندهام!
این «آخرین کمونیست» هرگز با بنرهای سرخ خود به مکه نرفت، همانطور که در شعری تصور کرده بود، اما در قبرستان هایگیت در لندن، نه چندان دور از اولین کمونیست، به خاک سپرده شد.
من در این زمین غریبه نخواهم بود:
خودم را به هر نامی که خواستم نامیدم
من به این زمین نزدیک نخواهم بود:
دو بال دارم
[…]
من به انتهای جهان خواهم رفت
شاد و آزاد
چونان یک اسب عربی
چونان که خودم