
آپاراتوس قدرت، ابزارهای خود را به کار میگیرد
یادداشت پیشرو، نگاهی به کتاب تحریمها به مثابه جنگ استوارت دیویس و امانوئل نس است. این کتاب به بررسی اقدامات دولتی و سازمانیافتهای میپردازد که دولتها آنها را در امتداد جنگ نظامی بهکار میگیرند. این ابزارها تنوع بسیاری دارند؛ از تحریمهای یکجانبه ایالات متحده علیه دشمنان منطقهای و فرامنطقهای خود گرفته، تا سیاست تحمیل گرسنگی جنگی در جریان جنگ جهانی دوم. ارجاعات تاریخی و دقیق کتاب به موارد مشابه تاریخی، گویای آن است که دستکم از جنگ سرد به بعد، جملهی معروف سیاست ادامه جنگ است به خوبی خود را در سپهر واقعیت سیاسی موجود نشان داده. دولتها،به عنوان یک ماشین جنگی، توانایی این را دارند که در راستای تحقق اهداف خود از انواع امکاناتی که دارند بهره بگیرند. این امکانات به حدی است که حتی نهادهای غیردولتی(NGO) را نیز دربرمیگیرد. سکوت معنادار سازمان غیردولتی عفوبینالملل، که قاعدتا باید مهمترین نهاد مدافع حقوق بشر در سطح جهان باشد و از مردم در برابر تضییع سازمانیافته حقوق جمعیشان دفاع کند، کشتار دولتی زندانیان در یمن توسط بریتانیا از جمله این موارد است که در این یادداشت به آن اشاره شده. در واقع هنگامی که قدرتهای برتر جهانی، مانند بریتانیا، فرانسه، آلمان و… یا قدرت هژمون مسلط بر نظم جهانی، ایالات متحده، تصمیم به جایگزینی انواع نرمتری از جنگ بهجای جنگ سخت نظامی میگیرند، دیگر هیچ نهاد غیردولتیای نیز توان ایستادگی نخواهد داشت و همان نهادها با سکوت و یا همراهی ضمنیشان در قالب عوض کردن جایگاه جنایتکار و قربانی، عملا بدل به شاخ و برگهای آپاراتوس کشتار جمعی دولتها میشوند. به این ترتیب، تحریم، فشار مالی یکجانبه، ارگانها و سازمانهای غیردولتی در نظم جهانی موجود و… تماما در کنار جنگ سخت نظامی وضعیت موجود را توجیهپذیر میکنند و بیتوجه به تبعات آن، دولتها سیاست مدنظر خودشان را پیاده میسازند. در این میان، هر بخش نقش خود را ایفا میکند؛ برخی مانند سیاستهای مالی و تحریمهای همهجانبه کشور هدف را ضعیف میکنند و برخی دیگر مانند نهادهای ظاهرا غیردولتی به توجیهگران وضع موجود بدل میشوند تا آپاراتوس دولتی به تاخت و تاز خود ادامه دهد. لینک مقاله